تبليغاتX
خیال های خط خطی
ابــر وقتـي از غـــم چشــم تو غـافل مي شود

جـــاي باران ميــوه اش زهـر هـلاهل مي شود

سر بچــــرخان،از تنـت بيرون بيا،لخـتي برقص

در هــواي چيــــدنت دستان من دل مي شود

سر بچـــرخان ،از هوا سـرشار شو،قدري بخند

ديــن من با خنــده ي گرم تو كــامـــل مي شود

هـر طرف رو مي كنم ، محرابي از ابروي توست

رو بگــردانــي ، نمــــاز خلـق  بـاطـل مي شـود

مي تـواني تـب كني بغـض زميــــن را بشـكني

بي نگــــاهــت، آب اقيـــانوس ها  گل مي شود

چشـم هايم را بگير و چشــــــم هايت را مگير

اي كه بي چشم تو كار عشق مشكل مي شود

+ نوشته شده در  جمعه هشتم آبان 1388ساعت 14:50  توسط مریم | 

با ياد چشم هاي تو خوب است خواب من

از ابـرهـا كنــــــاره بگــــير آفتـــــــاب من

رو بر كدام قبله به چشم تو مي رســـم؟

چيــزي بگـو پيــــــــامـبـر بـــي كتاب من

چشم تو را كجاي جهان جستجو كنــــم؟

پايان بده به تاب و تب بي حســـــاب من

دور از شمايل تو چنـــــانم كه روز و شب

خنـــديده اند خلــق به حال خــــراب من

از تشنگـي هــــــلاك شـدم، ساقيـا بيا

چيزي نمــــــانده از قدح پر شــــراب من

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم مهر 1388ساعت 10:47  توسط مریم | 

               آخــــرين زخمه به جان و تن تاری غمگين

               آخــــــرين فرصــــت فرياد سواری غمگين

               آخــــــريـن ثــانيه هــا  منـتـظر پايـيــــزند

               در تـب و تـاب رسيـــدن به قــراری غمگين

               هفتمين روز همين فصل ترك خواهم خورد

               خويـش را مـی شكــــنم مثل اناری غمگين

               آسمان وارث چشمـانم اگر شد خوب است

               تـا شـود ابـر و زند دست به كــــاری غمگين

               زندگی حـس بـدی نيست ولی می شكـند

               زنی  از جـنــس دل آيــنـه ، آری  غمـگين

               خـودمـان مسـاله داريـم كـه بـد می بـيـنيم

               ورنـه پـايـيــز بـهـار اسـت ، بهــاری غـمگين

+ نوشته شده در  دوشنبه سیزدهم مهر 1388ساعت 11:33  توسط مریم | 

بر شاخه اي نشستي و سيبم نمي شوي

دلتـنـگ دســت هـاي غريـبــم نمي شوي

در خوابـهاي مـن كسـي از راه مـي رســد

تعـبـيــر خــوابــهـاي عجيـــبم نمي شوي؟

بيمـــارم،آن چنــان كه حريـفـت نمي شوم

بــي تابي ،آن چنان كه طبيبـم نمي شوي

من كوهــم و تو كوهنــوردي كه بــي گمان

قــربـانـي فــراز  و  نشيبـــم نـمـي شوي

* * * * * *

دستي شدم كه گاه رفيـــقت نمي شوم

سيبي شدي كه گاه نصيــبم نمي شوي

+ نوشته شده در  جمعه سوم مهر 1388ساعت 15:16  توسط مریم | 

 

سه نقطه هاي تو گاهي هزار واژه ومن

هنوز در تب يك نقطه از لبت بي تاب

هميشه معني صد اضطراب  ...  من، بي تو

هميشه ديدن بي پرده  ی شما در خواب 

 چه عاشقانه ی  پوچي!  تو خوب مي داني

 ميان اين همه رويا   ، فقط تويي كمياب

و من چه خسته تو را چون سراب مي جويم

چه فصل خالي و تلخي ست سهم من زين خواب! 

...

 كجاست آنكه ز من آتشي بگيراند

بسازد از تن من  قطعه قطعه هاي مذاب

و يا حضور تو را قصّه قصّه ، فصل به فصل...  

 بخواند از تو غزل هاي نابِ بي پاياب

 ... 

خدا کند که غزلهای آخرم باشد

خدا کند که شوم در غمت خراب،خراب

چه روزگار غریبی ست نازنین، آری

 نه حرف مانده برایم ،  نه عشق های مجاب

 بیا... تمام کن این انتظار را در من

 بدون شرح و سه نقطه ... پر از حکایت ناب

...

یکی نبود و یکی بود و او نبود ... و من

 هنوز در تب یک نقطه از لبت بی تاب

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم شهریور 1388ساعت 10:15  توسط مریم | 
 

غریب نیست که این سان به لب رسیده اگرجان

دلم گرفته غریبم میان اینهمه انسان

نمانده ذوق تماشا چقدرخرد و خرابم

وشهر- بی توچه شهری- تمامش آجروسیمان

به کوچه میزنم اما تو نیستی که ببینی

دهان گشوده ببلعد مرا دوباره خیابان

خداکند که نمیرد به دست سرد زمستان

یگانه دلخوشی من بهار کوچک گلدان

دوباره وحشت و سرما دوباره واهمه وغم

دوباره ابر و نگاهم دوباره گریه و باران

+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم شهریور 1388ساعت 13:11  توسط مریم | 
 

کفش هایم پر خواب

کفش هایم پر آب

و دلم رفت که رفت

بی خبر ، تا ته آن روزن دور

و من و عمق سکوت

و من و  شام سیاه

راستی قاصدک پیر از این کوچه گذشت ؟

منتظر بودمش ، افسوس چه بی حوصله بود

لحظه ای صبر نکرد

ببرد نامه اشکین مرا

و بگوید دلکم زود بیا

+ نوشته شده در  دوشنبه نهم شهریور 1388ساعت 11:9  توسط مریم | 
 

 

آه،ایـن روزها که می گـذرد ، زنـده ام گاه  و   گاه می میرم

مرگ بد نیست،کاش می گفتی  به کدامین گناه می میرم

گفتــه بودند زنـدگی خوب است ؛ گاه بنشیند و بســوزانـد

این منم-جـان شعـله ور شده ای - که در آغاز راه می میرم

هر گلی بود بر سرم زده است ،دست تقدیر را چه باید کرد

از دو چشم سیاه زاده شدم، در دو چشم سیاه  می میرم

دلم آشـفته  روحم آشفـته ،من و بختـی که سـالها  خفـته

خسته ام خسته ام نگاهی کن،من که با یک نگاه می میرم

دستی از دوردست ها انگار ، مـی کشد این قطار خالـی را

دلم ، ای اتفــاق سرگــردان! در کـدام ایستـگاه  می میرم؟

چاره ای نیست،غصه پیرت کرد  کم کم از یاد می روی دل من

تو شبی زنده زنده می سوزی ، من شبی بی گناه می میرم

+ نوشته شده در  دوشنبه دوم شهریور 1388ساعت 12:45  توسط مریم | 
سر می کشی که سرد کنی زخم خورده را

معجون عشق و نفرت در هم فشرده را 

دیوانه وار دور خودت چرخ می زنی

تا بشکنی طلسم تنی دلسپرده را

تو٬

 "دم بزن!بگو که دلت مال من نبود 

تکرار کن حماقت از یاد برده را"

و مست میکنی و تنت سرد می شود

قی میکنی تمام قسمهای خورده را

 …...

 حالا درست پشت سرم ایستاده ای

تا رو کنی جسارت یک جسم مرده را

 می خواهی از تمام زمان پس بگیری ام

برپا کنی عدالت ناحق شمرده را

  افسوس دست ثانیه ها دفن می کند

جبران روزهای به فردا سپرده را

+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم مرداد 1388ساعت 11:2  توسط مریم | 
وقت است پرکشم به سوی آشیانه ام

زین لانه خراب ، روم سوی خانه ام

از بس سفر نموده ام این راه سرد را

هم داستان برفم و سوز شبانه ام

این بار می روم که نیایم ، نمی شود

شاید دوباره سد بشود آب و دانه ام

این روزگار رحم ندارد درنگ نیست

دائم به گرده می زند او تازیانه ام

فردا که رخت خویش به طیاره می کشم

آگه نیم که باز رسم بر فسانه ام

من را حلال کرده عزیزان و بسپرید

بر آب و آب گینه و شعر و ترانه ام
+ نوشته شده در  شنبه هفدهم مرداد 1388ساعت 13:1  توسط مریم | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
زندگی با همه ی وسعت خویش؛
مسلک ساکت غم خوردن نیست
حاصلش تن به قضا دادن و پژمردن نیست
اضطراب و هوس و دیدن و نادیدن نیست
زندگی خوردن و خوابیدن نیست؛
زندگی ، جنبش و جاری شدن است
زندگی، کوشش و راهی شدن است؛
از تماشاگه آغاز حیات تا به جایی که خدا میداند



خیال مکن که بی ارزشم دراین عالم
چو خود فروش نبودم کسی مرا نخرید

خط خطی های پیشین
هفته دوم آبان 1388
هفته چهارم مهر 1388
هفته دوم مهر 1388
هفته اوّل مهر 1388
هفته چهارم شهریور 1388
هفته سوم شهریور 1388
هفته دوم شهریور 1388
هفته اوّل شهریور 1388
هفته چهارم مرداد 1388
هفته سوم مرداد 1388
هفته دوم مرداد 1388
هفته اوّل مرداد 1388
هفته چهارم تیر 1388
هفته سوم تیر 1388
هفته چهارم خرداد 1388
هفته اوّل دی 1385
هفته سوم آبان 1385
هفته دوم آبان 1385
هفته چهارم مهر 1385
هفته اوّل مهر 1385
هفته چهارم تیر 1385
هفته اوّل خرداد 1385
هفته اوّل اردیبهشت 1385
هفته چهارم فروردین 1385
هفته سوم فروردین 1385
هفته دوم فروردین 1385
هفته اوّل فروردین 1385
هفته چهارم اسفند 1384
پیوندها
پنیسیلیـــــــــــــــــن 1200000
مریم عزیزم(روزهای گذشته)
احسان
بهار جوووووووووووون(بهاری شو و بخند)
ناهید جونممممممممم(گمگشته)
سامان(من و خود من تا آخرش با همیم)
آقا مرتضی (عشق منهای دروغ)
سحر جون(فراموشی خاک)
مهرنوش جون(به خودت سخت نگیر)
ایمان(شب زده)
لحظه های سوخته
بهار جون(چشمه اشک)
شکوفه زندگی(راز زندگی)
صبا جوون
پیمان حنیفه(مجموعه داستاهای کوتاه)
یکی یک دونه (خاطرات خاکستری من)
مریم جون(عشق)
شهاب(اقیانوس)
مرجان جون(تلخ مثل عسل)
محمد جون(bye for ev3r)
رها جوون(دریچه ای به سوی روشنایی)
وبلاگ نویس(وبلاگ نویس)
آقا بابک(گل سرخ)
آراد عزیز(خاطرات یک شاهتوت)
نیلوفر جون(یه روزایی....)
آقا بهروز(خود زنی زن 25 ساله)
مهیار(عشق زیر سایه عقاب)
محمد(تولد دوباره در سن 15 سالگی)
تنها (زمزمه ی تنهایی)
نسترن جون(همیشه عطر تو جاریست)
جابر ترمک
( love or honer )
گورستان سوخته
پاییز جون(باران پاییزی)
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM