تبليغاتX
خیال های خط خطی

خداااااااا 
خیلی خستم. . .
میشه فردا صبح بیدارم نکنی ؟؟؟؟


+ نوشته شده در  دوشنبه پنجم دی 1390ساعت 23:44  توسط مریم | 


آیینه سر بدزد که کورند سنگها
فرسنگها ز عاطفه دورند سنگها

تـا آبها دوبـاره بیفتند از آسیاب
این روزها چقدر صبورند سنگها

آیینه چون شکست،به تکثیر می رسد
بیهـــوده در تـدارک گـــــورند سنــگهــا

باید قدم گذاشت ولیکن به احتیاط
کـز دیـر بــــاز سّد عبــورند سنگها

این است حرف تیشه ی آتش زبان که گفت
مثـــل  همـیشه  تـــــــــــــابع زورنــد سنگها

از سنگ جز سقـوط تـوقّع نمی رود
در قلّه بسکه مست غرورند سنگها

+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم تیر 1389ساعت 23:3  توسط مریم | 

 

 

کجاست راهبه ی شعرهای غم خيزم

که از صليب مسيحايی اش بياويزم

کجاست حادثه ی بی دريغ چشمانی

که از کمين نگاهش  نشد بپرهيزم

منی که دختر تنهای نسل حوايم

شبيه آدمکی در مسير پاييزم

اسير لقمه ی نانی شده ست احساسم

ببين که بی غم عشقت چقدر ناچيزم

شبيه کوه يخم در برابرت خورشيد !

که جرعه جرعه به اعماق خاک می ريزم

نخواه بسته ی اين خاک سرد و تيره شوم

بتاب بر سر شعرم - که باز برخيزم

من عازم سفری تا جنون فرهادم

کجاست تيشه ی عشقم  - کجاست شبديزم ؟

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم اردیبهشت 1389ساعت 12:18  توسط مریم | 

پرواز در هوای خيال تو ديدنی ست

حرفی بزن که موج صدايت شنيدنی ست

شعر زلال جوشش احساس های من

از موج دلنشين کلام تو چيدنی ست

يک قطره عشق کنج دلم را گرفته است

اين قطره هم به شوق نگاهت چکيدنی ست

خم شد- شکست پشت دل نازکم  ولی

بار غمت ـ عزيز تر از جان ـ کشيدنی ست

من در فضای خلوت تو خيمه می زنم

طعم صدای خلوت پاکت چشيدنی ست

تا اوج ، راهی ام  به تماشای من بيا

با بالهای عشق تو پرواز ديدنی ست

+ نوشته شده در  چهارشنبه یکم اردیبهشت 1389ساعت 23:36  توسط مریم | 

آسمان نگاه خسته ی من خانه ی ابرهای بارانزاست

نیستی و نبودنت تنها غصه ی آفتابگردانهاست

در نبود تو سهم چشمانم این یکی اشک و آن یکی خون است

دستمالی که یادگار تو بود مثل سدی مقابل دریاست

روی بال خیال می رفتیم و تو گفتی همیشه می مانی

باز گفتی نترس باکی نیست تا که هستیم و تا خدا با ماست

کاش می شد که سهم من بودی.سایه ات بر سر دلم می ماند

کو شقایق که اعتراف کنم تا که باقیست زندگی زیباست

زندگی زشت.زندگی زیبا پر سردرگمیست بعد از تو

کاش پیغمبر نگاهت بود که از این عمر برزخی می کاست

لحظه ای که همه غریبه شدند تو به چشم من آشنا بودی

چند روزیست رفته ای اما چند سالیست قلب من تنهاست

در زمینی که عاری از عشق است در فضای سیاه بعد از تو

می توان با تمام جرات گفت مرگ پایان این کبوترهاست

 

+ نوشته شده در  شنبه هفتم فروردین 1389ساعت 15:45  توسط مریم | 
 

 

اصلا چرا دروغ، همین پیش پای تو

گفتم که یک غزل بنویسم برای تو

احساس می کنم که کمی پیرتر شدم

احساس می کنم که شدم مبتلای تو

برگرد و هر چقدر  دلت خواست بد بگو

دل می دهم دوباره به طعم صدای تو

از قول من بگو به دلت   نرم تر شود

بی فایده ست این همه دوری ، فدای تو!

دریای من ! به ابر سپـردم بیـاورد :

یک آسمان ،  بهانه ی باران برای تو

ناقابل است ، بیشتر از این نداشتم

رخصت بده نفس بکشم در هوای تو

+ نوشته شده در  جمعه چهاردهم اسفند 1388ساعت 23:38  توسط مریم | 

 

 

اینبار من به سوی تو پرواز میکنم

قانون جاذبه به هم انگار می خورد

دیگر من آن پرنده یک روزه نیستم

این بال و پر به درد همین کار می خورد

من با یقین به عشق تو آغاز میکنم

ایمان من به شک تو هر بار می خورد

هر چند درد عشق من احساس تازه ایست

بر او همیشه تهمت تکرار می خورد

من طالب نوازشم اما در این دیار

سیلی فقط به گونه تبدار می خورد

رقصیده ام به ساز تو با هر غروب که

انگشتهای ناز تو بر تار می خورد

لبهات را به گونه دیگر تکان بده

تنها تکان به خاطر انکار می خورد

با شوق پر کشیده ام امشب به سوی تو

مرغ دلم نگو که به دیوار می خورد

+ نوشته شده در  دوشنبه سوم اسفند 1388ساعت 18:18  توسط مریم | 

                         من پیر شدم ،دیر رسیدی،خبری نیست

                          مانند من آسیــمه سر و دربـدری نیست

                          بســـیـار برای تـو نـوشـتـم غـم خـود را

                          بســـیـار مرا نامه ،ولی نامه بری نیست

                         یک عمر قفس بست مسیر نفســــم را

                         حالا که دری هست  مرا بال و پری نیست

                         حـالا کـه مـقـــدر شــده   آرام بگـیـــــرم

                         سیـــلاب مرا بـرده و از مـن اثری نیست

                         بگـذار که درها هـمگـی بسـته بـمانـنـد

                         وقتی که نگاهی نگران پشت دری نیست

                         بگــذار تبـــر بـر کـــمــر شـــاخه بکـــوبد

                         وقتی که بهـار آمد و او را ثمــــری نیست

                         تلخ است مرا بودن و تلـخ است مرا عمر

                         در شهر به جز مــرگ متـاع دگری نیست

+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم بهمن 1388ساعت 17:52  توسط مریم | 
 

وقتش رسیده  حال و هوایم عوض شود

با  سار پشت پنجره  جایم عوض شود

هی کار دست من بدهد   چشم های تو

هی  توبه بشکنم  و  خدایم  عوض شود

با بیت های  سر زده  از سمت ِ ناگهان

حس  می کنم  که قافیه هایم عوض شود

جای تمام  گریه ،  غزل های ناگــــــزیر

با قاه قاه ِ خنده ی بی غم    عوض شود

سهراب ِ شعرهای من   از دست می رود

حتی اگر عقیده ی  رستم عوض شود

قدری کلافه ام    و هوس کرده ام  که باز

در بیت های بعد ،  ردیفم عوض شود

حـوّای جا گرفته  در این  فکر رنج ِ تلخ

انگــار  هیچ وقـت  به آدم  نـمی رسد

تن  داده ام  به این که بسوزم در آتشت

حالا  بهشت هم  به  جهنم  نمی رسد

با این ردیف و قافیه  بهتر  نمی شوم !

وقتش رسیده  حال و هوایم  عوض شود

+ نوشته شده در  پنجشنبه هشتم بهمن 1388ساعت 21:23  توسط مریم | 

 

در من ترانه های قشنگی نشسته اند

انگار از نشستن  بیهوده  خسته اند

انگا ر سالهای  زیادی ست  بی جهت

امید  خود  به این دل ِ دیوانه  بسته اند

ازشور و مستی  پدران ِ  گذ شته مان

حالا به من رسیده و در من نشسته اند ...

من باز گیج می شوم از موج واژه ها

این بغضهای تازه که در من شکسته اند

من گیج گیج گیج ،  تورا  شعر می پرم

اما تمام پنــــجره ها ی تــو بستـــه اند

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم دی 1388ساعت 0:20  توسط مریم | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
زندگی با همه ی وسعت خویش؛
مسلک ساکت غم خوردن نیست
حاصلش تن به قضا دادن و پژمردن نیست
اضطراب و هوس و دیدن و نادیدن نیست
زندگی خوردن و خوابیدن نیست؛
زندگی ، جنبش و جاری شدن است
زندگی، کوشش و راهی شدن است؛
از تماشاگه آغاز حیات تا به جایی که خدا میداند



خیال مکن که بی ارزشم دراین عالم
چو خود فروش نبودم کسی مرا نخرید

خط خطی های پیشین
هفته اوّل دی 1390
هفته سوم تیر 1389
هفته چهارم اردیبهشت 1389
هفته اوّل اردیبهشت 1389
هفته اوّل فروردین 1389
هفته دوم اسفند 1388
هفته اوّل اسفند 1388
هفته سوم بهمن 1388
هفته دوم بهمن 1388
هفته سوم دی 1388
هفته اوّل دی 1388
هفته دوم آبان 1388
هفته چهارم مهر 1388
هفته دوم مهر 1388
هفته اوّل مهر 1388
هفته چهارم شهریور 1388
هفته سوم شهریور 1388
هفته دوم شهریور 1388
هفته اوّل شهریور 1388
هفته چهارم مرداد 1388
هفته سوم مرداد 1388
هفته دوم مرداد 1388
هفته اوّل مرداد 1388
هفته چهارم تیر 1388
هفته سوم تیر 1388
هفته چهارم خرداد 1388
هفته اوّل دی 1385
هفته سوم آبان 1385
هفته دوم آبان 1385
هفته چهارم مهر 1385
هفته اوّل مهر 1385
هفته چهارم تیر 1385
هفته اوّل خرداد 1385
هفته اوّل اردیبهشت 1385
هفته چهارم فروردین 1385
هفته سوم فروردین 1385
آرشيو
پیوندها
پنیسیلیـــــــــــــــــن 1200000
شرق بهشت
احسان
بهار جوون(بهاری شو و بخند)
ناهید جون(گمگشته)
سامان(من و خود من تا آخرش با همیم)
آقا مرتضی (عشق منهای دروغ)
سحر جون(فراموشی خاک)
مهرنوش جون(به خودت سخت نگیر)
ایمان(شب زده)
لحظه های سوخته
بهار جون(چشمه اشک)
شکوفه زندگی(راز زندگی)
صبا جوون
پیمان حنیفه(مجموعه داستاهای کوتاه)
یکی یک دونه (خاطرات خاکستری من)
مریم جون(عشق)
شهاب(اقیانوس)
مرجان جون(تلخ مثل عسل)
محمد جون(bye for ev3r)
رها جوون(دریچه ای به سوی روشنایی)
وبلاگ نویس(وبلاگ نویس)
آقا بابک(گل سرخ)
آراد عزیز(خاطرات یک شاهتوت)
نیلوفر جون(یه روزایی....)
آقا بهروز(خود زنی زن 25 ساله)
مهیار(عشق زیر سایه عقاب)
محمد(مرگ ناگهانی در سن19 سالگی)
تنها (زمزمه ی تنهایی)
نسترن جون(همیشه عطر تو جاریست)
جابر ترمک
( love or honer )
گورستان سوخته
پاییز جون(باران پاییزی)
آرش عزیز(نهیب عشق)
زیبا جون(ته مانده های یک زن)
درسا جون( with love )
مرا بسپار در یادت
دفتر آبی
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM